جواد محدثى
44
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
در حادثهء كربلا ، اين فاجعه كه اهل بيت امام حسين « ع » را پس از عاشورا اسير گرفته و شهر به شهر گرداندند « 1 » و در كوفه و شام به نمايش گذاشتند ، نقض آشكار قوانين اسلام بود ؛ چرا كه هم اسير گرفتن مسلمان صحيح نيست و هم اسير كردن زن مسلمان . آنگونه كه على « ع » نيز در جنگ جمل ، اسير كردن را روا نشمرد و عايشه را همراه عدّهاى زن به شهر خودش بازگرداند . البته بسر بن ارطاة به دستور معاويه بر يمن حمله كرد و زنان مسلمان را به اسارت گرفت . به اسيرى بردن عترت پيامبر در دورهء حكومت اموى ، اهانت به مقدّسات دين بود ، تا آنجا كه در دربار شام ، يكى از شاميان از يزيد مىخواست كه فاطمه دختر سيد الشهدا را بعنوان كنيز ، به او ببخشد ! كه با اخطار حضرت زينب رو به رو شد . « 2 » گرچه يزيد ، اهل بيت امام حسين « ع » را براى ترساندن مردم ديگر اسير كرد و شهر به شهر با خفّت و خوارى گرداند ، ولى اين دودمان عزت و آزادگى ، از « اسارت » هم بعنوان سلاحى در مبارزه با باطل و افشاى چهرهء دشمن استفاده كردند و با خطبهها و سخنرانيهاى بيدارگرشان حيلهء دشمن را نقش بر آب كردند . خطابههاى زينب كبرى و امام سجاد « ع » و دختر امام حسين « ع » در كوفه و شام ، نمونهاى از « مبارزه در اسارت » بود . حضرت زينب ، حتّى در مجلس يزيد و پيش روى او به اين اسير گرفتن و عمل ظالمانه و خارج از دين او اعتراض كرد : « أ ظننت يا يزيد حيث اخذت علينا اقطار الأرض و آفاق السّماء ، فاصبحنا نساق كما تساق الاسارى انّ بنا على اللّه هوانا . . . آمن العدل يا بن الطّلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول اللّه سبايا قد هتكت ستورهنّ و ابديت وجوههنّ تحدو بهنّ الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهنّ اهل المناهل و المعاقل . . . » « 3 » مىتوان گفت امام حسين « ع » با تدبير و حسابگرى دقيق ، زنان و فرزندان را همراه خود به كربلا برد ، تا راوى رنجها و گزارشگر صحنههاى عاشورا و پيام رسان خون شهيدان باشند و سلطهء يزيدى نتواند بر آن جنايت عظيم ، پرده بكشد يا قضايا را به گونهاى وانمود كند . از اين رو ، وقتى ابن عباس به سيد الشهدا گفت چرا زنان و كودكان را به عراق مىبرى ، پاسخ داد : « قد شاء اللّه ان يراهنّ سبايا . . . » « 4 » خدا خواسته كه آنان را اسير ببيند . اين اشاره به
--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 58 . ( 2 ) - تاريخ طبرى ( چاپ قاهره ) ، ج 4 ، ص 353 . ( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 462 . ( 4 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 297 .